آدم اینجا تنهاست!
جز نقش تو در نظر نيامد ما را...جز كوي تو رهگذر نيامد ما را..(حافظ)
قالب وبلاگ

در ازدحام واژه های کور..واژه های بینا به فریاد سکوتم می رسند و در امتداد همین واژگان قلبم از امتداد می ایستد ...زمان می میرد و من که از من دورا فتاده بودم ...دوباره به من می رسم و آغاز می شوم در واژگان عدم!

سکوتی ترک نخورده ...بغضی در حنجره و ذهنی مغشوش و مشوش...درخود و بیخود از خود.....هندزفری در گوش و حالی از پا افتاده....آهنگ ها * یکی پس از دیگری در رفت و آمد از من...و من هر چه به گوشم می آمد ...بی اختیار گوش و جای دیگری در سیر...در عمق من مانده بودم و درمانده از من...نه زمان به جلو می رفت و نه من ، قدمی به زمان!!!....

سوره ای آمد..دست از یاریم ایستاده بود...دستی نبود...جسمی نبود...توان تغییر دادنش را نداشتم... شروع شد...بدون ریتم..بدون ساز...با سازشی از دل...بدون درک درستی حتی از واژگانش... گوش میکردم گاه به گاه که سخنش به دلم راه میافت...

به نام او...نام نامی حق..."در عبادت خلوص داشته باشید"...."و زمین و آسمان ها را به حق آفرید"..." از یک نفس خلق کرده است.."از درون سینه ها اگاه است"...به صدرش که علیم است ..رسید ..دلم لرزید...اشک دور تا دور چشمم حلقه زد...دست بلند کردم که خدایا!!!...و آیه بعد از آن " دست به دعا برداشته ای که چه؟....فردا روز، فراموش خواهی کرد"....دست پایین آورده و خود در خود فرو رفتم..که الهی نمیدانم هیچ ..و بعد از آن " که می دانند و نمی دانند برابر هم نیستند!!."...از من تنها تلخندی به جا مانده بود روی طرحی از دقایق که به "  صبر " مژدگانی گرفتم!!...و بعد از آن: " بشارت یافتم به مسلمانی"** ...و من ماندم و این مسلمانی بکر و دست نخورده در من!!!...

در همین حال بودم که smsi    ازجانب دوست اومد!!...تکراری بود اما خب هر بار تازه جلوه می کند برایم...

" خدای مهربان،گفتم خسته ام..گفتی : لاتقنطو من رحمه الله...از رحمت خدا ناامید نشوید...(زمر 53)...گفتم هیچکی نمیدونه تو دلم چی می گذره...گفتی:ان الله بین المرء و قلبه...خدا حائل است میان انسان و قلبش( انال 26) گفتم هیچ کسی رو ندارم...گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید...ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (قاف 16)...گفتم ولی انگار اصلا منو فراموش کردی! گفتی: فاذکرونی، اذکرکم...منو یاد کنید، تا یاد شما باشم( بقره 152)"

پ ن:* نزدیک 300 تا آهنگ توی گوشیم دارم!!اونم رنگ و ارنگ...شاید فقط 15 تاش سوره ی قران باشه....اما خب توی اون حال از پا افتاده ی من!...بعد از چند تا آهنگ این سوره بی ساز.. بی ریتم...منو به خودم رسوند و آرومم کرد!!برام جالب بود که انقدر بی هوا از کنارش رد میشم....و وقتی حالم از پا می افته اینجوری هوامو داره!!...شکر که هر چی شکر بگم بازم کمه!!..

2. **سوره ی زمر..آیه 1...6..7..8 ..9 ...10..12..!...در پناه حق..یا حق..

[ ٢۱ دی ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهتاب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آدم اینجا تنهابا خداست...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

 


بک لينک