آدم اینجا تنهاست!
جز نقش تو در نظر نيامد ما را...جز كوي تو رهگذر نيامد ما را..(حافظ)
قالب وبلاگ

یه حس خاصی دارم نسبت به دنیا......حس میکنم دارم میون مرده ها قدم میزنم.....یه عالمه سیاهی دورم هستن و همه خیره خیره منو نشون میدن ..... گیج و مات این میون وایسادم....نه راه پیش دارم نه راه پس....

ندانستن هایم...نفهمیدن هایم...برایم زجر آور شده است......زجر آور....

گم شده ام...گم شده ام میون قرون خالی از احساس....و حس میکنم هر چه بیشتر مشتاق دانستن میشوم و هر چه بیشتر میگردم...بیشتر گم میشوم.....از احساس گمشدگی متنفرم...هر چند بیشتر عمرم را  هیمن احساس زخم زده است....

میان تمام حرف های دیگران میمانم....میگویند ...میخندند...و میخندم....و نمیدانم...و نمیدانم ...هیچ نمیدانم...

من مثل کودکی که هنوز متولد نشده است..هیچ از دنیا نمیدانم.....دیگر رمقی برای فهمیدنم نمانده...روزمرگی تجربه ی هر روز و هر ساله ام شده است ....خیلی خسته م...بی حوصله حتی برای حرف زدن....برای گفتن و خندیدن های تکراری.....خسته ام از همه چیز

[ ٢٠ آذر ۱۳۸٥ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ مهتاب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آدم اینجا تنهابا خداست...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

 


بک لينک