آدم اینجا تنهاست!
جز نقش تو در نظر نيامد ما را...جز كوي تو رهگذر نيامد ما را..(حافظ)
قالب وبلاگ

سپیده دم ک خورشید نمی آید و چشمم بسته میخواهم ب پیش واز کلمات ناامیدی بروم...وای ب حال آن روزم....

-----------------------------------------------------------

باورم نمیشود ک آسمان نگاهم آنقدر سیاه شده باشد...شاید هم پلک چشمانم را پایین کشیده ام و درب به روی هر چه نور است بسته ام

...اینجا دنیای من است....دنیایی ک یک رنگ سیاهی فراگیر من شده است...در تاب و تب سفیدی دست و پا میزنم..دوباره قیدها را اوردم..بندها را یستم و شرطی برای ارتقا!...

روزمرگی م هر روز پر رنگ تر میشود..همانند بیشتر شدن تنفرم به همه چیز..مخصوصا خودم...میخواهم دوباره شروع کنم،هر خواستنی توانستن نیست..اما یهترین امید تلقین است میتوانم چون میخواهم....

فعلن که تمام فهمم از زندگی ۴ واژه م.امید است....

 زندگی با ماجراهایی فراوانش

ظاهری دارد بسان بیشه ای بغرنچ و در هم باف

ماجراها گونه گون و رنگ وارنگ ست.

چیست اما ساده تر از این،که در باطن

تار و پود هیچی و پوچی هماهنگ است؟

 **

ماجرای زندگی آیا

جز مشقتهای شوقی توامام با زجر،

اختیارش هم عنان با جبر،

بسترش بر بعد فرار و مه آلود زمان لغزان،

در فضای کشف پوچ ماجراهای چیست؟

من بگویم،یا تو میگویی

هیچ جز این نیست؟

 **

من نه خوش بینم،نه بد بینم.

من شد و هست و شود بینم.

عشق را عاشق شناسی ،زندگی را من.

من که عمری دیده ام پایین و بالایش.

که تفو بر صورتش،لعنت به معنایش!

  الهی،جز تو چه خواهم ک تو خواهم باشی...چه توانم ک تو تمام توانمی!...ب چه فریاد کشم؟، ک جز تو فریادرسی ندارم..الهی ب فریادم رس تا خواهم  تا توانم...تا آدم باشم و آدم بمانم!....

[ ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٦ ] [ ٦:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مهتاب ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آدم اینجا تنهابا خداست...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

 


بک لينک