قل الحمدالله!

میدانی که طوفانی شده بودم!....میدانم که طوفانی شده بودم!

شنا بلد نبودم...شنا یادم داد!..ماندم و ماندم و آرام تر از همیشه ام ماندم!...

مثل همیشه به بن بست که می رسم....یک جور دیگر جلوه می کند برایم!قران که باز کنم...انگار که این ها را برای من و حالم نوشته اند.....نمی دانید آخر چه حسی دارد !....چند بار و چندین بار قرانش را  باز کردم..در تاریکی.....ابتدا مریم آمد....بعد ....نمل آن هم ایه ۶۴ تا ٨٨!......و بعد روم...و....! همین گونه ارام شدم!...آن هم تا بی انتها...

وَإِنَّ رَبَّکَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَشْکُرُونَ (٧٣) نمل!

 مسلما پروردگار تو نسبت به مردم، فضل (و رحمت) دارد؛ ولى بیشترشان شکرگزار نیستند!

(74) وَإِنَّ رَبَّکَ لَیَعْلَمُ مَا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا یُعْلِنُونَ

و پروردگارت آنچه را در سینه‏هایشان پنهان مى‏دارند و آنچه را آشکار مى‏کنند بخوبى مى‏داند!  

(77) وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ

و مایه هدایت و رحمت براى مؤمنان است! 

(79) فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّکَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِینِ

پس توکل کن بر خداى زیرا تو بر حق آشکارى !

(٩٣) قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ


بگو: «حمد و ستایش مخصوص ذات خداست؛ بزودى آیاتش را به شما نشان مى‏دهد تا آن را بشناسید؛ و پروردگار تو از آنچه انجام مى‏دهید غافل نیست!

...

توکل بر خدایی که موجب هدایت...آرامش...فضل و رحمت است...! سپردم به خودش..که سپرده گذاری بهتر از اون واسه دنیام پیدا نکردم...

!

پ ن: ١. برای اولین بار بود شاید!...کتابی خوندم با محتوای بسیج و شهید و شهدا! " خاک های نرم کوشک! " .....میگفت همه این ها یک راه هست واسه رسیدن به خدا!...کنجکاو شدم ! و البته نمیدانم...چه شد که تا به خود آمدم!کتابش دستم بود...و نمیدانم حس عجیبی در درونم!......ممنونم از او...!

٢.در دل من چیزیست مثل یک بیشه ی نور ... مثل خواب صبح دم... و چنان بی تابم که دلم می خواهد بروم تا ته دشت.... بروم تا سر کوه ....دورها آوایی ست که مرا می خواند

٣. برای تو بود مطلب پایین....!....من حضور داشت در پایین...من بود که نگاشت...نگاهم دنیایی شده بود!....ممنونم که بخشیدیم!!!...الهی به امید تو!...یا الله

 

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمان

خوب خداروشکر... امروز یه دفعه ای یاد نوشتت افتادم،اصلاً پای نت نبودم و تو خیالات خودم بودم... دقیقاً می خواستم یه حرف مشابه رو بهت بزنم که خداروشکر کن که مسلماً بهترش رو برات تو راه داره... این جور آیات رو وقتی خونده باشی بعد از مدتی یه اعتماد به نفس خاصی بهت می ده،نمی دونم ایننارو یادمه یا نه نمی دونم اثرشون رو گذاشتن یا نه،نمی دونم؛فقط می دونم هیچ وقت نباید از نداده ها خیلی ناراحت شد...خدا هیچ وقت به هیچ بندش ظلم نمی کنه،اگر ظلمی به کسی نکردی بدون بهترش برات تو راهه...موفق باشی...این وسط وسطا دعا کن برای منم[گل]

javad33

فقط میتونم بگم خدا رو شکر

مهتاب

سلام: قال لا تخافا اننی معکما اسمع و اری ... ان الله کان علیکم رقیبا و و ... چقدر داریم از این نوشدارو های الهی که سر شار می کنند وجودت رو ... تسلیت بانو ..

روزبه

بچه که بودم دست مامنم رو می گرفتم لای چادرش قایم می شدم حالا دستاشو می بوسم می گم باسم دعا کنه .... توکل که می کنی انگار رها می شی خندت می گیره از اون مشکلی که خودش بهت هدیه داده بود تا توکل کنی توکل که میکنی[گل]

بام ایران سیتی

سلام مهتاب جان خوبی؟ واقعا نمی دونم چی بگم خیلی جالب بود... توکل بر خدایی که موجب هدایت...آرامش...فضل و رحمت است...! سپردم به خودش..که سپرده گذاری بهتر از اون واسه دنیام پیدا نکردم... همینو بس . راستی آپم وقت داشتی بیا[گل][لبخند]

بهاره

سلام مهتابم امیدوارم همیشه این آرامش در دلت جاری باشه و خدای مهربون شادیهای زیادی نصیبت کنه ...[خنده] اون همیشه حاضره و هر زمانی که اراده کنی کنارته ..[بغل].فقط باید باور داشته باشی که تنهات نمی ذاره و همیشه به موقع میرسه .[فرشته] با یه شعر دیگه به روزم و منتظر دوست گلم هستم ...[منتظر] پس بیا و شادم کن .[ماچ] بهاره[خداحافظ]

بام ایران سیتی

سلام مهتاب جان ممنون از حضور گرمت[گل] امیدوارم که امتحاناتتو به خوبی سپری کنی[گل][لبخند]

بهار

سلام مهتاب عزیز صبحت به خیر و شادکامی[گل] یاد خدا آرامش بخش قلبهاست و چه زیباست وقتی باهاش دردل میکنی[قلب]ممنون از حضورت[ماچ]

گلی

سلام مهتاب جون [گل] چه ارامشی تو نوشته هات روح رو نوازش میکنه سر بزن خوشحال میشم[گل]