پله پله تا خدا!

 

دیگر دستهایم با قلبم هم قدم نیست....نمیتوانم راه بالا آمدن را پیش بگیرم....

میخواهم در امواج پی در پی ذهنم بنوردم و خویش را به ساحل انسانیت برسانم........برای مدتی خدانگهدار......... .

Image hosting by TinyPic

از بلندای آسمان سر میخورم به پایین .....ذهنم درگیر است در گیر یک مقاله مزخرف که نباید میخواندم....حالا چه باید کنم؟!....

/ 3 نظر / 9 بازدید
تمساح

سلام....از رفتن ديگر مگو....که اين تنهايی همه گير کشتار ميکند....بمان....که ديگر رفتنها دليل بی دليليست....و تو بی دليل نباش....هر چند سخت...هر چند غمگين...هر چند....تنها....اما باش....بمان که ماندن بهانه شکوفه هاست....يا هو

معصوم

قطره قطره اشک هايم که فرو می غلتند دلم را گويی پله پله به تو نزديک تر می شود .... می بينی ؟؟؟

ک.ک

سلام... بخند تا ....... نميدانم نخند شايد بهتر چيزی ديگه باشه... يا علی