غریبه ای،آشنا..

وقتی حس میکنی همه چی داره تموم میشه..یه حسی تو خالیت میکنه ...همون حسی که حس می کردی پُرت کرده بود...اولش می ترسی ،دست خودت نیست،بی هوا بارونی میشی، یادش میاد توی ذهنت  و همش به یه حس فکر میکنی ...حسی که یه مدت با تو بوده ...تو رو به خودش نزدیک و نزدیک تر و تو رو از تودورتر و دورتر.. انقدر که حالا با خودت غریبه ای،غریبه!...غریبهگی هم همیشه اولش سخته اما بعدش یه دنیا آرامش داری ..انقدر به خودت نزدیک میشی که یادت میره یه غیر خودی هم بوده..

 

تموم شد.... حالا بهتر می فهمم دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی نیست..(انعام 132..عنکبوت 64). حالا این چند قدمِ مونده تا من هم ،نمونده....با خودم که غریبه شده بودم آشنا شدم!!

پ ن: ممنون برای یاد آوری که خدا جبران تمام نداشته های منه!!!یعنی خدا تمام داشته های منه...ممنون از یادآوری این همه داشتن ها...الهی مرا به جودِ خود وجود، و به مجدِ خود محبوب...الهی به امید تو....

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
مهرناز

....

فانوس

درود فکر کن . دنیا به معنی بسیار پست و دون است . حال ... دنیا اسم است یا وصف ؟ اگر اسم است نباید در تعاریف علی ع به متجر اولیا خدا = محل تجارت دوستان خدا . مهبط وحی = محل نزول وحی مسجد ملائکه و ... تعریف بشه ولی شده ! و اگر وصف است نه اسم برای صفت باید موصوف یافت ... اکنون بیاندیش که موصوف آن کجاست ؟ شاید آن بازیچه بیشتر خود را نمایش دهد ... بازیچه یی که ممکن است بسار نزدیکتر از قشر دنیا به من باشد یا حق [گل]

پسری متولد کوهستان

سلام خانمی . مرسی از این همه لطفت . میگم ما کی باشیم که لیاقت داشته باشیم واسه کسی فاتحه بخونیم [قهقهه]

پسری متولد کوهستان

سلام خانمی . آپیدی و ما را با آپاندنت ترکاندی .......... خوشحالم که به اون حس رسیدای تو لحظه تموم شدنت ... حالا تو به خودت نزدیکی ؛ نزدیک تر از همیشه و از من دوری[گریه] دورتر از همیشه ؛ حتی دورتر از وقتی که مرا نمی شناختی . حتما الان با خدا خلوت کرده ای و لذت می بری از این تنها بودن که اگر روزی ؛ زمانی مهتاب بودی الان تنهایی. این را می شود از آهنگ وبت هم فهمید

پسری متولد کوهستان

می بینم که اسم ما نیس در جمع دوستانت که دوستانی دگر یافته ای . که با آمدن آنها ؛ ما از سکه افتاده ایم . باشد ما خوشیم به لحظه های قدیم به یاد تمام مهربانیهایت ( اینا رو همینطوری نوشتم [گل] )

علیرضا

کاش تا ابد مثل بچه گیامون تنها غم ما شکستن اسباب بازی ها مون بود