به خود آمده از عشق!

 

دیروز تا به خود آمدم ، دیدم در خود فرو خفته ام! پا در حرمیگذاشتم و در کنار تمامی دستانِ دراز، دست ، دراز کردم...جلوه ی نور سبز و دستانِ دراز در ذهنم تجلی یافت!!!دانستم برای خود نیامده ام که دستِ خود دراز کرده ام ...شرمنده گشتم و بی خود به خود آمدم!!!..

 

 

 

یا ایها المزمل ...ای جامه به خود پیچیده برخیز و جامه ی عشق به تن کن!!عاشق شو و از عشق سرمست!!عشق چیزی نیست که میان واژه واژه  من تعبیرش را بخوانی...باید عاشق باشی تا عشق را بدانی!!عشق جامی ست که بی جامه ی من ، با جام او، بی جان، ز من...با جان، ز او...باید نوشید!عشق جاریست در مجاری تنفسی....که می آید...که میرود...هو می شود..او می شود....جان می شود...جان می دهد!!

 

عشق، عاشقی بی تاب، با تب...در تاب و تب وصل است...وصل او ست نه من!!عشق ما بین من و من...بی فاصله حتی در من ، با من است.

 

پ ن: و اذکر اسم‌ ربک‌ و تبتل‌ الیه‌ تبتیلاً ( 8 مزمل)...نامش همیشه یاده دلم است و دلم همیشه، تنها یاده او (عشق)!!....یا عشق مددی..یا الله!..

 

/ 24 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آدم اینجا تنهاست

چه شباهتی...و چقــــــــــــــــــــدر تفاوت

آدم اینجا تنهاست

چه شباهتی...و چقــــــــــــــــــــدر تفاوت

شایان

سلام دوست خوبم .مرسی که اومدی . شما خیلی مهربونید و لطف دارید مرسی[خجالت]

شایان

من آپ کردم بیا بخون و خودتم بجنب آپ کن خوشحال میشم آپ کردی خبرم کنی[گل]

شایان

آهنگ وبلاگتم خیلی عالی بود. همه چیز عالیه[دست]

بام ایران سیتی

سلام ممنون که به کلبه ما هم سر زدی شاید قسمت اینه که سه شنبه نوشت هامو بخونی ولی ممنونتم که همیشه هستی جمکرانو برو تا سبک شی[گل]

حامد

سلام خانمی . اپیدم

فاطمه

"مزمل" . . . . از دقت خاص ظزیف فیلسوفانت مرسی!

حامد

سلام مهتابی من کاری ندارم که خدا تو دلهای شکسته جا داره یا نه . من میگم اگه هر وقت قلبمون شکست ارزوهای بد واسه خودمون و بقیه نکنیم [ناراحت]

محسن

سلام یک سر به من میزنی وبلاگمو تازه ساختم غریبه بعد نظرتو درباره قالبم هم بگو بگو مشگلی نداره مرسی