فریاد یک سکوت!

...

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید....که تا مساحت رنج مرا حساب کنید

محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید.....خطوط منحنی خنده را خراب کنید

طنین نام مرا موریانه خواهد خورد.....مرا به نام دگر غیر من خطاب کنید

دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم.......مگر به شیوه دیگر مرا مجاب کنید

در انجماد و سکون پیش از آنکه سنگ شوم......مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید

مگر سماجت پولادی سکوت مرا......درون کوره فریاد خود مذاب کنید

بلاغت غم من انتشار خواهد یافت

اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید.

قیصر امین پور

یکدفعه فرو میریزد من از درون.... زمین سیاه می شود پیش چشمانم …شمعی می شوم که لحظه به لحظه،نزدیک به انتها ……سوالی در ذهن تکرار ..کو ..کجاست؟ …… تک و تنها از وسط زمینِ معلق در فضا ،سر بر می آورم…و از عمق به عرش ،خیره خیره ، دستی را به کمک می طلبم... و پاسخش در دل، به جسم بی جانم،آرامش: و اذا سالک عبادی فانی قریب...

پ ن: نمیدانم پاهایم بزرگ تر شده است یا گلیمش کوچکتر ...اما عیان شد هر آنچه نباید...سکوتی بشکست و رازی از دل آشکار...الهی جز تو که ستار؟بپوشانم در این مهلکه دیدار..الهی به امید تو...

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جواد

سلام ممنون از لطفتون و تشکر که یاد آور بعضی چیزا شدی حتما کار ساز خواهد بود دل شما هم شاد و آروم باشه [گل]

جواد

یه چیزی گفتی همه تنهان و کم و بیش داره باور کن مال من یکی مونده به آخره

hassan.shakouri

سلام دوست من خوشحالم که هنوز هستیدو می نویسید دوباره برگشتم اما با دست و پایی شکسته و ... یاریم کنید ...

hassan.shakouri

هیچ وقت هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند *حسین پناهی*

میترا

میگن بغض بزرگترین اعتراضه که اگه بترکه دیگه اعتراض نیست , التماسه...

حافظ ایمانی

من ؛ کلمه ای جادو شده در جذبه ی جنون من ؛ کلمه ای که آنقدر عصیان کرده است که راهی به جز تسلیم برایش باقی نمانده است من ؛ کلمه ای ناسروده در دایره ی شطح به نیایش برخواسته در شعر من ؛ کلمه ای ذاکر شده در خود با نام هو ... یا نام الله ... تا نام ِ نامی تو تا اسم اعظم چهل روز دست به دامان ِ در ِ چهل خانه خوانده و مانده در چلّه خانه ی تو یا اللّهو

پیشگو

سلام ممنونم بابت تبریک تولد [لبخند]

لاله

کجایی عزیز ؟ خوبی ؟ با یک نوشته پرشور بیا ...

حامد

سلام مهتابی خانمی. چقدر خوشحال شدم