لحظه لحظه ام قربانی ات!

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید.....معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار بهدیوار  ....در بادیه سرگشته شما در چههوایید (مولانا)

قربان است_جانم به قربانت _ عزیزتر ازجان چه داری ، برای قربانی؟ 

قربان مصداقی ست برای دل بریدن ز دلداده ی خود و  دلبستن به آن که دلداده ی دل است،.

از من بریدن.....به خداوند دل رسیدن...از دل باریدن...به خلوصِ دل رسیدن!

 

پ ن : قربانی کن جسمت را برای عمل...طاعت ..عبادت...نگاه .... فکر... اندیشه... علم...حق...صبر...!و در هر لحظه اش حمدگویان.. لبحند بزن برای کسی که نقاشِ نقشِ توست...اگر امروز عید تان است و قربانی در آن برقرار...عیدانه تان مبارک ....در پناه او...یا هو..

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فانوس دریایی

تصدقتان اجالتا عیدتان مبارک باشد تا من بنده را حالی افتد از قبل روزگار نا مراد تا خامه بر کلک متینتان حاشیه یی رود . این روزها شبهای دلمردگی است . اگر غمام غم از آسمان دل رخت بربست و حالی دست داد ، تقریظی به تناسب مرقوم می کنم . شرح این هجران واین خون جگر این زمـــان بـگـــــذار تا وقت دگر حق پناه باشید [گل]

احسان

سلام، به وبلاگ من هم تشریف بی آورید.

مهرناز

کوروش راست میگه یه چیز بنویس ما هم بفهمیم[گل]

ایدا

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود..در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها....شیشه های مات یک متروکه را الماس بود. دست در دست پرنده،بال در بال..نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود کاش می شد حرفی از « کاش میشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود زیبا نوشتی موفق باشی

تمساح

چیزی برای ذبح در قربانگاه نمانده است ارباب...جانم بستان و از این چرخ بدقواره و ناراست رهایم کن...یا هو

تمساح

منو ببخش...دارم خارج میزنم... سمفونی شما را هم خراب میکنم...[گل]

شاهرخ

هممممم... از دیروز دام فکر می کنم که اسماعیل عاشقتر بود... که حتی معشوق باهاش حرف هم نزد ولی حاضر شد قربانی بشه... و اما ما... نفسی نمانده ست...

لیلی

عیدت مبارک

لیلی

عیدت مبارک