سفر...

١- در سفر بودم چندین و چند هفته است انگار...دلم میخواهد پایان تموم این سفرهای ظاهری یه روز دست خودم رو بگیرم و سفر کنم به وجودم..درونم...روحم...

٢- به استصال در آمده، خواندم یا صراخ المستصرخین ...به فریادم رس ...که تو خود  زلزله را درونم جاری ساختی و لرزاندیم...قران باز کردم...سوره نحل بود...آیه اول درباره کوه های استواری بود که در زمین قرار داده شده تا از لرزش زمین جلوگیری کند...بر قلب زمینی ام نگریستم...کوه هایی ازجنس آسمانی بود که مرا از لرزیدن نجات می داد....آرام شدم....خیلی خیلی....بیشتر از آن که شود احساسی را بیان کرد!

٣. دیدی میری حرم یا هر جای زیارتی یه حس خاصی داری؟...دلت همش میخواد همه ی حواست همون جا باشه؟..دیدی هی قران بر میداری...هی دعا میکنی؟....دیدی هنوز از حرم نرفته دلتنگ دوباره اومدن می شی؟....خب حالا تو یه حرم داری...توی قلبت...(قلب مومن حرم خداست!) ..حالا خوب از تک تک لحظه هات استفاده کن تا فردا روزی دلتنگ نشی..!...واقعا که گاهی یادمون میره که " معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار...در باده ی  سرگشته شما در چه هوایید....معشوق همین جاست..بیایید بیایید.." مولانا")

 اینجام خزر آباد هست....خیلی دوست داشتم این قسمت رو..

۴- درد است که آدمی را راهبر است. در هر کاری که هست، تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسر نشود_ خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره. تا مریم را درد زه پیدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد که: فاجاء ها المخاض الی جذع النخله. او را آن درد به درخت آورد، و درخت خشگ میوه دار شد.تن همچون مریم است، و هر یکی عیسی داریم: اگر ما را درد پیدا شود، عیسای ما بزاید؛ و اگر درد نباشد، عیسی، هم از آن راه نهانی که آمد، باز به اصل خود پیوندد_ الا ما محروم مانیم و ازو بی بهره. ( فیه ما فیه )...جالب بود برام...این مفهوم!

۵. خدا رو شکر حال پدربزرگم بهتر است...ممنونم ازدعای دوستان!!...مشهد به یاد همه بودم .یا هو..

/ 27 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسری متولد کوهستان

خدارا شکر

پسری متولد کوهستان

سلام مهتاب خانم!!!!! خوب هستین؟؟؟؟؟؟؟

جلیل

سلام دوست خوب من... آپم... خوشحال میشم به دفتر خاطراتم سر بزنین...[گل] ...ستاره آسمانی...

مهرداد

مثل هميشه قشنگ بود و اون شعر مولانا دلمو لرزوند.چقدر اين مولانا محشر بوده ... ببخش كه دير خوندم ميخواستم با آرامش بخونم[گل]

گنگ خوابدیده

خب باعث خوشحالي كه حال پدر بزرگ بهتر شده ما هم خوشحال شديم در ضمن عكس انتخابي عاليه

فانوس

دورد شاید در روشنایی این شبهای پر خورشید قامت پنهان خود را ببینیم . اگر بیداری مان از جنس شیشه باشد شاید ... بدورد[گل]

فانوس

دورد شاید در روشنایی این شبهای پر خورشید قامت پنهان خود را ببینیم . اگر بیداری مان از جنس شیشه باشد شاید ... بدورد[گل]

انسان نماینده خدابرزمین است آیاچنین قابلیتی رادرخودکشف کردهایم آیابهاوارزش باطن خودراکشف کردهایم باشرکت در http://www.oloomebateni.com قدمی درجهت آشکاری درون خودبردارید

حمید قاسمی

سلام .خسته نباشی خوشحالم به وبلاگ شما سرزدم خوب مینویسی قدر خودت را بدان .موفق باشی

تارا

سلام مهتاب جان دوست عزیز وبلاگ خوب و با متن شیوایی داری. از سفرهای بیرونی استفاده ببر برای سفر درون به پاکیها. وقتی دل آدم این همه زیباییهای طبیعت رو میبینه به عظمت و قدرت خدا بیشتر پی میبره. دوست دارم به من هم (taratourism.blogfa.com) سر بزنی. عید نزدیکه و بوی بهار همه جا پیچیده .وبلاگ من در رابطه با جایگاه ایران در صنعت توریسم است . عزیزم بیا و با نرم افزار رزرو آنلاین هتل آشنا بشو. خیلی جالبه بدون اینکه از پشت سیستم شخصیت بلند بشی هر زمان از شبانه روز میتونی مستقیما کاتالوگ هتلها رو ببینی همونجا پشت سیستمت انتخاب کنی و هتل مورد نظرت رو رزرو کنی آنلاین پرداخت کنی و واچرت رو از طریق ایمیلت دریافت کنی. جالبه نه! حتما بیا و نظر بده. اگر تمایل به تبادل لینک داشتی من را با نام سفری خوش با تاراتوریسم لینک کن و به من اطلاع بده با چه نامی لینکت کنم. برات آرزوی موفقیت میکنم. بی وفایی نکن منتظرتم بیا و نظرت رو بهم بگو [گل][گل][گل][گل]