سراب

 

انگار تنـ ـها تر و کمتر تنـ ـها شده ام…به مـ ـن نزدیک تر و از مـ ـن ها دور تر…

به دنبال چه هستم در این هوا کره ی زمینی ؟

اکسیژنـ ـی برای بودن؟

قلبـ ـی برای تپیدن؟

لبخنـ ـدی برای سرودن؟

شور عشقـ ـی برای به تصویر کشیدن؟

یا خدایـ ـی برای اثبات یک خلیفه شدن؟

خیلی خسته ام …اخم از روی طبیعتم بر می دارم جای آن یک تلخند تصنعی میکارم…

 

ظهور او نزدیک است و نزدیک هر چه می آید دورتر می ماند انگار…و مـ ـن هر چه نزدیک تر می آیم دورتر میشوم انگار…سراب است اینجا…سراب…

                   

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر خجالتی

سلام خانمی . میگم خودتی مهتابی ؟ اگه خودتی چرا رفتی که بگی دیگه نیستی ؟ میگم تو وب مهتابی2 برات کامنت گذاشتم. یه سر بزن. قربونت حامد همون پسر خجالتی

کرگدن پدر خوانده

من و تمساح فقط 1 دونه مسکن داشتیم که اون هم از دستمون افتاد رفت به قعر زمین و دیگه هیچ. این شایدها و سوالات خوراک شب و روز. و هزاران بی جواب دیگه که فکر نکنم جوابی به غیر از بازی شطرنج باز داشته باشه . ای کاش ادمها هیچی ندوندو یا اگه میدوند کامل بدوند که اگه بدونی اما ندونی ...................................

صدف ش

عزیزم خیلی تند می ری اول بگو ببینم می دونی منظورم کدوم حلقه است که خدا نصف وظیفه اش رو انداخت رو دوش شیطان؟ شیطان مخلوق خداست.منظورم از دوشادوشی برابری نیست. خوب من راه درازی رو طی کرم تا به جایی رسیدم که این بلاگ رو نوشتم. زود عصبی شدی[لبخند] خیلی خوشحال می شم بتونم کمکی بکنم. اگر از لینک عرفان کیهانی که تو صفحه ام هست بری و مطالب مربوط به فرادرمانی رو بخونی من در خدمتت هستم. قول می دم ضرر نمی کنی[لبخند]

صدف ش

عزیزم این بحثش طولانیه و من خودم رو در حدی نمی دونم که بخوام به صورت تخصصی واردش بشم...اما بگو ببینم یعنی شیطان با یه سرپیچی تونست تمام برنامه های خدا رو بریزه به هم؟این با قدرت و عظمت خدا جور درمیاد که یه مخلوقش بتونه روند کارهاش رو عوض کنه؟ یعنی خدا نمی دونسته شیطان سجده نخواهد کرد؟البته که می دونست.خدا دانای کل هست.هیچ کس نمی تونه خودسرانه کاری کنه که برنامه هاش بریزه به هم. در مورد کلاس و 50 تومنی که گفتی.برای اینکه بتونی از فرادرمانی استفاده کنی یا در زمینه ی عرفان کیهانی مطالعه داشته باشی لازم نیست حتماَ ثبت نام کنی.آشنایی با فرادرمانی رو بخون و اگر دوست داشتی من می تونم برات اتصال اعلام کنم. به اون صفحه ای که گفتی هم حتما سر می زنم

صدف ش

اینکه تعصب خشک از خودت نشون نمی دی خیلی خوبه. برای برقراری اتصال یک ساعتی رو در شبانه روز برای من اعلام کن. که بتونی رجیحاً تو یه مکان خلوت و بدون مزاحمت حداقل یک ربعی خودت باشی و شعور کیهانی.برای برقرار کردن اتصال فقط کافیه در حالتی که راحتی(دراز کشیده یا نشسته)قرار بگیری و چشمات رو ببندی و فقط و فقط و فقط شاهد و تسلیم باشی.یعنی چی؟یعنی نمی خواد رو چیز خاصی تمرکز کنی یا منتظر باشی حتما اتفاق خاصی بیفته.مثل وقتی که کامپیوتر رو می سپری به کسی که ویندوزش رو عوض کنه.هی نمی پری یه دکمه رو بزنی که[چشمک] یک ربعی فقط بشین و حس کن. و تداوم خیلی مهمه.مثلاً یک هفته سر ساعتی که به من می گی تو اتصال بشین.و سعی کن هیچ پیش داوری نداشته باشی. و اینکه اگر مقاله رو خوندی و باز هم در مورد مکانیزم عمل اتصال سوال داری من در خدمتم[لبخند]

کرگدن پدر خوانده

اتصال ؟؟ اتصال ؟؟ امروزه همه دنبال اینن ؟ که نا مفهمومه . خیلی هم نامفهومه.

صدف ش

سلام ببخشید دیر جواب می دم نه این قضیه به هیچ عنوان مربوط به تجاربی که ازشون تعریف کردی نیست.اتصال اینه که خودتو رها کنی و بسپری به هوشمندی کیهانی که تا حالا از تو لینکها حتما باهاش آشنا شدی.شاهد باش.این موضوع نیاز به توضیح بیشتر داره عزیزم؟ فکر کن داری فیلم سینمایی نگاه می کنی!فقط شاهد باش ببین چی پیش میاد یا پیش نمیاد! ما ساعت شروع اتصال رو اعلام می کنیم.اتمامش با هوشمندیه.اما تو می تونی فقط 15 دقیقه تو ارتباط بشینی و بعد پاشی بری دنبال کارهات.اما کمتر نشه بهتره. من یک ساله با این عرفان آشنا شدم.قبلا به خیلی درها زدم...و هدف فقط یه چیزه خانمی: فهمیدن اینکه ما کی هستیم.از کجا اومدیم.چرا اومدیم.و به کجا می ریم...

جواد

سلام دوست عزیز ممنون که اومیدن و دلاداری دادین و راه حل نشون دادی مطمئنا هر حرفی که زده شه تاثیر میزاره روی آدمی زاد بازم بابت همه چی ممنون[گل]

حافظ ایمانی

آیا حرف هایی را که می خواهم بزنم شعرهایی است که هنوز نگفته ام؟ اما سکوت نمی گذارد؟ آیا شعرهایی که گفته ام حرف هایی است که برای زدن داشته ام؟ و سکوت حرف هایی برای نزدن می خواهد؟ آیا من هیچ حرفی برای زدن ندارم؟ ولی هم چنان یک روز سکوتم را از شعر سردرمی آورم و یک روز شعرم را سکوت می کنم ؟ و این سکوت نه جایی برای حرفی می گذارد و نه این شعرها جایی برای سکوت؟ و نه این همه جایی برای من؟ پس تو حرف بزن تو سکوت کن تو برایم شعر بگو

صدف ش

سلام عزیزم. موقع اتصال هدفت می شه "فیض بردن از رحمت خدا". بذار خودش هر چی دلش می خواد بده.یا حتی اگه فکر کردی چیزی هم نداد ناامید نشو.چون فقط فکر کردی که نداده. اتصال وقتی برقرار می شه که توی ساعتی که به من می گی تحت شرایطی که گفتم بشینی یا دراز بکشی.حتی ممکنه چیزی حس نکنی اما برقرار می شه. در ضمن من منتظر خوندن بلاگ های تازه ترت هم هستم