لا اله الا انت..

به پروانه ای می ماندم که گردا گِرد خود پیله تنیده بود و جهان را گرد بادی می دید و می ترسید که نکند گرد بادی بیاید ...بارانی ببارد.. نکند تنها نتواند..تنها بماند...محکم و محکم تر بر گردِ پیله خود می پیچید...می پیچاند..می پچید...آنقدر پیچیده شده بود که دیگر برایش سخت شده بود ،رهایی از آن پیله..درد بود و درد داشت ...درمان نداشت ،دردِ بی درمانش..سکوت بود و ساکت بود ..ساکن شد و ساکن ماند...دنیایی برای خود می ساخت که اجر داشت و دیوار و سیمان...خود بود...خودی که دیگر خود نبود...پیله ای بود دور تا دور خود...

یک روز بارانِی ،باریدن گرفت..طوفانی ، وزیدن گرفت...زمین و زمانی گره خورد...دست تقدیری ورق خورد...پیله ام باز شد...ترسناک ترین ، ترس مرا فرا گرفت....تا چشم بود دنیا بود و دنیا...نفس هایی که نه دوست دارِِ امتدادِ بودن ..بودند...نه توان ماندن را داشتن....نه پیله ای مانده بود و نه دیگر هیچ... دلگیر بودم و در گِل گیر....نگاهم به گُل افتاد...گلُ از گِلم شکفت...بال پروازم مهیا....پر زدم تا طعم آسمان..طعم گل...طعم پرواز...

 

این روز ها آرامش عجیبی یافته ام...ا دیگر نه از باد می ترسم ...نه از طوفان...ببار بر من...بیاویز مرا....من از پیله گذشتم...من از پیله ام گذشتم....من از.........تو نیز اگر پیله داری ...از پیله ات بگذر... از پیله بگذر...دنیا زیبا تر خواهد شد....بدون پیله ببین...چشم ببند ..دوباره ببین...نشنیده...نخوانده..پیله بگشا ...ببین ... دوباره ببین...به رسم بهاران ، شکوفه باران را ببین..!!

پ ن:1.من محو خدایم و خدا آن منست /هر سوش مجوئید که در جان منست ...سلطان منم و غلط نمایم بشما /گویم که کسی هست که سلطان منست( مولانا)

2.عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست/ تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست

اجزای وجود من همه دوست گرفت/ نامیست ز من بر من و باقی همه اوست

ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است/ مامور ضعیفیم و سلیمان دگر است ( مولانا)

3. و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین ... خداوند بهترین چاره جویان است..

۴.گذشته از ما....گذشته باشید...بگذرید و بگذارید...

۵. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الضالمین..در پناه او..یاهو..

 

/ 21 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد رضا

به نظر من عالی بود.بیار عالی.شیوایی قلم شما قابل تحسینه در مورد متن هم حرفی ندارم تصحیح می کنم نه اینکه حرفی نداشته باشم آنقدر گفته و که دیگر مجالی را برای تکرارش مناسب نمی بینم الا دلم.ذهنم --- مرور به نوشته های شما کردم قابل تحسین می دونم این طرز دیدن به اطراف رو فکر کنم بیش و کم همدیگر رو می شناسیم اگر تمایلی داشتید و اجازه بدهید شما رو لینک کنم منتظر نظر شما میمونم

رضا

زیبا و پر معنی [گل]

تمساح

آهنگ تم اولم یادته؟ سال 1384 بود فکر میکنم... میدونی خوبه تو خوب داری پیش میره....اما یادت باشه این راه که میری..کفر است ناامیدی... با دقت قدم بردار...میبینم حسابی مولانا خون شد... شرح مثنوی بدیع االزمان یادت نره... مهتاب ... آیه های واقعی رو خودت داری توی کتابهات میخونی.... نه عربی اند...نه فارسی...با الفبای عشق نوشته شدن... قطعا شاعر همونها را خوند که گفت...قافیه اندیشم و دلدار من گویدم مندیش جز دیدار من... عید خوش بگذره... یا هو

بام ایران سیتی

سلام ممنون از حضور گرمت . ایشالا خدا محافظ شما و تمام بچه های ایران زمین باشه[گل]

maryam

افرادي که نيروي انتظامي و بقيه جاها، تو محله هاي تهران گذاشتن ميخوان همه کسايي رو که جاهاي مختلف را آتش ميزنن و به قول خودشون مخل نظم و آرامشن رو شناسايي کنن

حلقه ی دف

این هم عیدی ما به همه ی دوستان حلقه ی دف: شعری از کتاب چاپ نشده ی نامیانه ها سال نو مبارک! [گل] و پست جدید و بهاری جنون والقلم... قنات قند

غزل...

سلام... به روز شدم... خوشحال میشم بیای... و سال نو رو پیشاپیش بهت تبریک میگم.سال خوبی داشته باشی... [گل]

علیرضا

با خوبي ها و بدي ها، هرآنچه که بود؛ برگي ديگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ ديگري از درخت زمان بر زمين افتاد، سالي ديگر گذشت روزهايت بهاري و بهارت جاودانه باد [گل][گل]بهار جاودانه فقط و فقط با خدا