تقدیر


 گذر است که می گذرد و می گذراند، هرچه در دنیاست  تقدیری دارد و قدَری که قادری این قدَر و تقدیر را  رقم می زند..ما را توانی در قدمی بر این قدَر و تقدیر گذاشتن نیست...نا خواسته به سراغمان می آید  و ما را یا به نار میرساند یا به نور...که گر به نار رسیم ابرهیممان می کند و اگر به نور رسیم ، یوسف جمالمان!....در این میان باید دانست که اینها همه راهی ست برای رهایی..حال چه ثروت سلیمان را دهد چه مصائب ایوب را!....این تکه تکه های حجاب را باید از میان برداشت تا از فرع به اصل رسید!...پس خم از ابرو بردار اگر تو نیز از ابر افتاده ای....باران باش و بر گلزار وجودت جاری .

 

از راهرو های پیچ در پیچ عبور میکنم..به اتاق ابی رنگ میرسم...یک پنجره و ۴ تخت ...پر از سکوت...پدر بزرگ روبه رویم است..چشم به در دوخته ...گوش به زنگ ...شاید یکی زنگ زد...شاید یکی از در آمد...روی تختی با لباس ابی دراز می کشد...با هر نفسی تمام تنش به هم می ریزد...بالا می رود ....پایین می آید.....نفس های ممتد ...بریده بریده می آیند...توی چشمان آبی و قهوه ای اش هاله ای از اشک جمع می شود..انگار تمام غم هایش درونم می آید...غم می شوم...غم می شود...چند ساعت دیگر عروسی پسرش است..و او روزهاست که مهمان آنجاست...

دلم بدجوری یزد جا مانده است....کنار همان تخت پدربزرگ ....در همان چشمان پر از اشک آخر....همان راهروهای پیچ در پیچ بیمارستان صدوقی ...

پ ن: و الذی هو یطعمنی و یسقین * و اذا مرضت فهو یشفین ..(سوره شعرا) ..خدایا همه را شفا ده....تو که روزی رسان همه ای!الهی به امید تو...یا هو..

اینم لینک دانلود  کتاب تمهیدات عین القضات همدانی!ببخشید  فراموش کردم و دیر شد..امیدوارم مفید واقع بشه.

/ 37 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
با ایرانی

سلام روزت بخیر با اجازه شما لینک وبلاگم هستین[لبخند]

غریبه ی آشنا

به نظرتون صاحب وبلاگ دیر نکرده؟؟دیگه باید نگرانش شد[ناراحت][ناراحت] خانم یا آقایونی که ازش خبر دارید اگه میشه یه خبری ازش بدید. خانومایی که هم دانشگاهی هستید باهاش با شماهام.ازش یه خبری بگیرید و خبر بدید

یگانه

سلااااااااااااااااام دوست عزیز خدا پدربزرگ شما و همه ی بیماران را شفا دهد.........هر چند می دانم که خدا هیچ وقت همچین کاری نمی کند به امید آمدنش....................

مهرداد

سلام.رسيدن بخير[لبخند] نه اون شعر از خودم نيس.من كه شعر نميگم[نیشخند] از اين هنرا ندارم يه آهنگه از شهرام ناظري كه اين شعرشه اگه دوس داشتي بگو تا آپلودش كنم.خيلي قشنگه ممنون بابت تبريك[گل]

با ایرانی

سلام و روز بخیر هر وقت وبلاگ شما را باز می کنم احساس خوبی به من دست می ده. برای بنده دلچسب و جذاب است. سعی کنیم در وبلاگ هامون از موارد ذیل استفاده بکنیم: 1- تنوع مطالب 2- افزایش مطالب 3- استفاده بیشتر از تصاویر و طرحهای زیبا و ... در ضمن ظلم در حق بنده و امثال ما در چند سال اخیر بسیار غم انگیزه! وقتی به یاد برادران و اقوام و دوستانی که در راه این مرز و بوم و در جلوی چشمانمون به خاک و خون آغشته شدن تا ما از دورویی و نفاق و ... بدور شده و صداقت و پاکی و ... رو در اجتماع نهادینه بشه حال جور دیگری است. البته خاطرات بنده اگر خداوند توفیق بده بسیار زیاده و لازم هم می دونم اینا بیان کنم تا دیگران راجب بنده قضاوت کنند نه دستگاه های دولتی و قضایی ...! عذر می خوام که طولانی شد... درد فراونه که اصل رو به تکیه گاه اصلیمون گفتم و میگم ... با آرزوی موفقیت برای شما دوست گرامی ...[لبخند]

پارمیس

وای مهتاب جان[ناراحت] مو بر تنم راست شد! خیلی قشنگ بود نوشتت! آدم همچین موقع ها دلش می گره از خودش! پاراگراف بالاییت پر از ذوق بود. دستت درد نکنه! یادمه چند وقت پیشا متنی درباره مادربزرگم نوشته بودم. دوست داشتی بخونش. این لینکشه: http://taninetanhaii.blogfa.com/post-54.aspx اتفاقا توی روزنامه هم چاپ شد! چون توی پرشین بلاگ فعالیت می کنی من نمی تونم از بروز شدنت باخبر بشم. محبت می کنی منو مطلع کنی؟ همیشه باشی[لبخند][گل]

ارمین

سلام دوست عزیز مایلم با شما تبادل لینک کنم اگی لایق می دونید منو با اسم عشق لینک کنید بعد خبر بدید با چه اسمی لینکتون کنم

باران

سلام عزیزم... وبلاگت پر از حرفای زیباست... نوشته هات قشنگنو پر از معنا هستن مثل خودت.... دعا می کنم حال پدربزرگت هر چه زودتر خوب بشه... خیلی سخته که عزیزی توی بیمارستان باشه.... برای پدر بزرگت دعای گنج العرشو بخون... دوستت دارم ...

افروز

سلام وبلاگ خوب همراه با مطالب جالب اميدوارم موفق باشي به وبلاگ من هم سري بزن ممنون[قلب]