روزنامه وار برای تو!

18 خرداد ...

عشق تمرین نیایش است و نیایش تمرینسکوت

 

 

تا ابد عاشق تو خواهم بود و سکوت می کنم چرا که دنیای تو پر از تقدیرهایی ست که تو نویسنده آنهایی و من تنها نقشی از نقوش تقدیر جهان هستم و آنچه در من می گذرد آنقدر کوچک است که در این دنیا به قدر هیچ است و آنچه من می گذرد آنقدر در درون دنیای وجود من بزرگ است که دیگر دلم لبریز شده است…

 

الهی تقدیرم همان که تو نگارنده آن…اما نقوش دلم را قدری نقش هایی از خودت بزن …قلم و رنگ دست تو …کافیست قدری خود  را، پاکی را، مهربانی را و …پر رنگ تر کنی…..الهی به امید تو..

 

21 خرداد..

 

امروز روز دیگری است ..تمامی دیروزم را تمام کردم…

 

سعی میکنم دیگر به دنیا جز چیزی که هست نگاهی فراتر نکنم و به آدم های آن نیز …و هر نیستی را به هستی تبدیل نکنم و به خاطر نیستی که هستش را از دست داده ام غمنخورم و توان من بودنم را تا او رسانم …و پله پله به ملاقات کسی بروم که پایه های نردبان دلم را پایه ریزی کرده است …

مبادا به خاطر کسی دلم بلرزد و ره چند ساله ام را به لرزه ای از دست دهم…

                  

الهی دستم گیرمان باشنه دستگیرمان کن… ….داد رسمان باش ..نه دادی بر سرمانالهی ..ما غافلیم تـ ـو غافل مباش از ما…

دلتنگ تـ ـو هستم و نه دیگر هیچ!

 

 

17 تیر- مشهد

دلگیر شدم از خدا کمی..و باز در دلم چیزی گذشت که…و وقتی قران باز کردم گفت چرا عجله میکنی برای بدی قبل از خوبی؟(طه یا نحل!)…شرمنده شدم..گفت نباید نارحت باشی (یونس)…لبخند زدم

 

گفت عبادت کن….اگه من خیری بخوام هیچ کی جلو دارم نیست(یونس)…گفت تقدیر همه دست منه (یس)…

گفت جزای خوبی جز خوبی نیست(الرحمن)…گفت هیچ کی همتای من نیست( توحید)…گفت بخشنده م و مهربون(فاتحه)…

گفت: نزدیک تر از من به من هست( قاف).

 

گفتم: دوستت دارم تا همیشهحتی اگه دوستم نداشته باشی!!!!...

/ 3 نظر / 7 بازدید
علی رضا

ای کاش من هم می تونستم مثل شما مهتاب عزیز باشم با احساس و پر از رنگ و بوی خدا[گل]

امیر

وبلاگ قشنگ مخصوصاَ عکسهات موفق باشی [گل]

تمساح

ماه رمضون نزدیکه...منم دعا کن...مثله سالهای گذشته ختم فارسی قرآن...آخ جون چه کیفی داره...[گل] راستی.... از عنکبوتها چه خبر...؟